السيد محمد حسين الطهراني
99
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
امّا اگر انسان زحمت بكشد و با رنج و تعب ، دود چراغ بخورد و علوم مختلفى را تحصيل كند كه به كار او نيايد ، جز و بال و خسران و ندامت چيزى عائدش نميشود . چنين كسى مانند شخصى ميماند كه به اميد زندگانيهاى دراز ، مشغول ساختن خانهها و عمارتهاى بسيارى مىشود و پس از اتمام يك ساختمان ، به عوض آنكه در آن برود و بنشيند و از سايه آن بهره مند شود و از گرما و سرما محفوظ ماند ، باز به عشق ساختمان ديگرى كه مشابهش را دارد سرگرم شود ، و ناگهان مرگ وى برسد و او را بگيرد و دريابد لَا مَالًا حَمَلَ وَ لَا بِنَآءً نَقَلَ . « 1 » « نه ميتواند با خود مالى را حمل كند و نه بنائى را نقل نمايد . » اين مرد نيز علم آموخته است ولى بدون نتيجه و كارگيرى از اين علم ، از دنيا رفته است ؛ جز زيان و خسران چيزى بهره اش نيست . عمر شريف را كه گرانمايهترين سرمايه حيات است ، بدون عوض با اختيار و اراده خود از دست داده است ، و نقد جان را پاك باخته است ؛ و در اين دنيا كه محلّ علم نافع و
--> ( 1 ) خطبه 112 ، از « نهج البلاغة » ؛ از طبع عيسى البابى الحلبى - مصر با تعليقه محمّد عبده : ج 1 ، ص 224 ؛ از جمله فقرات آن اينست كه : وَ مِنَ الْعَنآءِ أنَّ الْمَرْءَ يَجْمَعُ ما لا يَأْكُلُ وَ يَبْنى ما لا يَسْكُنُ ، ثُمَّ يَخْرُجُ إلَى اللَهِ لا مالًا حَمَلَ ، وَ لا بِنآءً نَقَلَ . « و از مصائب و مشكلات دنيا همين بس است كه : انسان گرد ميآورد چيزى را كه نميخورد ، و ميسازد خانههائى را كه در آنها نمينشيند ؛ و پس از آن به سوى خدا بيرون ميرود در حالى كه نه با خودش مالى را برده است ، و نه بنائى را منتقل نموده است